داشبورد دادههای فروش 500 شرکت برتر ایران
14 دقیقه
زمان مطالعه
0 رای
۲۷
بازدید
۱۴۰۴/۶/۱۴
تاریخ انتشار
داشبورد دادههای فروش 500 شرکت برتر ایران براساس داده های منتشر شده توسط سازمان مدیریت صنعتی از سال 1390 تا 1402 ایجاد شده است. (مشاهده لینک داده های اصلی)
رتبهبندی پانصد شرکت برتر ایران IMI-500 با روشی مشابه فورچون 500 (Fortune 500) پانصد شرکت بزرگ ایران را براساس شاخص فروش و سپس سایر شاخصهای مالی رتبه بندی می کند.
سازمان متولی رتبه بندی 500 شرکت برتر ایران
این رتبه بندی توسط سازمان مدیریت صنعتی که یک مؤسسه آموزشی، پژوهشی و مشاورهای معتبر و غیردولتی است، انجام میشود. این سازمان با هدف ارتقای بهرهوری و رقابتپذیری بنگاههای اقتصادی ایران فعالیت میکند و اعتبار و بیطرفی این رتبهبندی نیز ناشی از اعتبار همین سازمان است.
ماموریت سازمان مدیریت صنعتی
سازمان مدیریت صنعتی، با پشتوانه بیش از 50 سال حضور موثر در فضای اقتصادی و اجتماعی کشور ماموریت خود را کمک به توسعه ظرفیت مدیریت و تحول و بهسازی سازمان ها و دستیابی به اهداف توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور از طریق مشاوره، آموزش و تحقیق می داند و می کوشد تا:
راهبران بخش کسب و کار را در هر اندازه ای از حجم فعالیت، برای حضور در شرایط پیش رو یاری کند.
به بنگاه های اقتصادی کشور در زمینه اتخاذ استراتژی های مناسب در راستای طراحی و اجرای تغییر و تحولات موثر برای ارتقاء سطح عملکرد و بهره وری آنها کمک کند.
دانش نظری و مهارت های مورد نیاز رهبران و مدیران سازمان ها (در شرایط فعلی و آینده) را توسعه دهد.
به مـدیران و سـیاسـتگـذاران در تشخیص مسائل و چالشهای فرارو و انتخاب راهبردها از طریق مشاوره و پژوهش یاری رساند.
اهداف سازمان مدیریت صنعتی
کمک به سازمانهای دولتی و خصوصی به منظور بهبود سیستمها و روشهای مدیریت
افزایش کارایی از طریق اجرای برنامههای مناسب آموزشی
کمک به مدیران و سیاستگذاران در پیداکردن کمبودها و تنگناهای اجرایی طرحها از طریق مشاوره و تحقیق در مقولههای مدیریت
رتبه بندی 500 شرکت برتر ایران
سازمانمدیریتصنعتی از سال 1377 رتبهبندی شرکت های برتر ایران را هر ساله انجام داده است. این رتبه بندی با الهام از رسالت سازمان با فراهم نمودن آمار و اطلاعات شفاف و مفید در مورد بنگاههای اقتصادی کشور، فضای روشنتری از کسب و کار اقتصادی کشور ارایـــه میدهد و به مدیران بنگاههای اقتصادی، سیاستگذاران و پژوهشگران، یاری میرساند تا شناخت و درک دقیقتری از مقیاس، ساختار مالی و اقتصادی صنایع و بنگاههای اقتصادی بزرگ کشور بیابند.
نحوه رتبه بندی 100 شرکت برتر ایران توسط سازمان مدیریت صنعتی
رتبه بندی کامل شرکت ها براساس 33 شاخص در 7 گروه انجام می شود.
جدول معرفی شاخص های رتبه بندی 100 شرکت برتر ایران
| عنوان دسته بندی | شاخص ها |
| شاخص های اندازه و رشد شرکت | فروش، رشد فروش، رشد فروش سرانه، فروش سرانه، ارزش افزوده، دارایی، رشد دارایی، تعداد کارکنان، رشد اشتغال |
| شاخص های سود آوری و عملکرد | سودآوری، رشد سود، رشد تعدیل شده سود، بازده فروش، بازده دارایی، بازده ارزش ویژه، گردش دارایی،نسبت مالکانه، سهم دارایی های غیر جاری از کل دارایی ها |
| شاخص های بهره وری | بهره وری کل، بهره وری کل عوامل، بهره وری نیروی انسانی، بهره وری سرمایه |
| شاخص های صادرات | صادرات، صادرات سرانه، رشد صادرات، نسبت صادرات به فروش |
| شاخص های نقدینگی | نسبت جاری، نسبت خالص وجوه ناشی از عملیات به فروش، نسبت خالص وجوه ناشی از عملیات به سود عملیاتی |
| شاخص های بدهی | نسبت بدهی، نسبت پوشش هزینه بهره |
| شاخص های بازار | ارزش بازار، بازده بازار حقوق صاحبان سهام، نسبت P/E، نسبت P/B |
نتایج رتبه بندی شرکتها براساس شاخصهای معرفی شده، صرفا برای مشترکین رتبه بندی IMI-100 با نام کاربری و رمزعبور قابل استفاده است.
شاخصهای اندازه و رشد شرکت
شاخص فروش (درآمد):
با توجه به عمومیت فهرست IMI-100 و وجود انواع شرکت های تولیدی ، خدماتی ، بیمهای ،سرمایهگذاری و بانک های شرکت کننده در این رتبه بندی ،جهت همگن کردن رقم فروش این شرکتها، مجموع درآمدهای عملیاتی شرکت لحاظ میشود.
شاخص رشد فروش (درآمد):
نرخ رشد فروش (درآمد) شرکتها برحسب درصد بیان شده است.
شاخص ارزش افزوده:
ارزش افزوده شرکت ها به روش غیرمستقیم محاسبه می شود و از جمع آیتم های زیر بدست می آید:
ارزش افزوده = هزینه کارکنان+هزینه اجاره +هزینه مالی +سود +استهلاک
شاخص تعداد کارکنان:
تعداد کارکنان براساس آمار پرسنلی اظهار شده توسط شرکتها، در محاسبات آورده شده است.
شاخصهای سودآوری و عملکرد
شاخص سود آوری:
شرکتها براساس ارزش سود قبل از مالیات در سال موردنظر رتبهبندی میشوند.
شاخص رشد سود:
متغیر رشد سود، تنها برای شرکت هایی که هر دو سال( دو سال آخر مورد بررسی)،سود داشته اند محاسبه شده است. شرکت هایی که در یکی از سال ها زیان داشته اند، به دلیل بی معنی شدن محاسبه شاخص رشد سود، از این نظر مورد بررسی قرار نگرفته اند.
شاخص بازده فروش:
بازده فروش حاصل تقسیم سود قبل از کسر مالیات شرکت بر میزان فروش شرکت میباشد که برحسب درصد در این جدول ارایه شده است. شاخص بازده فروش، متوسط سود شرکت حاصل از هر ریال فروش را نشان میدهد. در این نسبت، انحرافات قیمتی تأثیرگذار بر سود و فروش به همراه محیط فعالیت اقتصادی شرکت، مؤثر است.
شاخص بازده دارایی:
بازده دارایی از تقسیم سود قبل از کسر مالیات شرکتها بر مجموع داراییهای آنها بهدست میآید.به عبارت دیگر بیان میکند که به ازای هر ریال دارایی، شرکت توانسته است چه میزان سود بهدست آورد. این شاخص در ادبیات مربوط به ارزیابی شرکتها از جمله بهترین شاخصهای ارزیابی شرکت و سودآوری آن محسوب میشود.
شاخص بازده دارایی را با این فرض که شرکتی در آن سال شروع به کار کرده است، میتوان محاسبه نمود که ارزش دفتری داراییهای یک شرکت که ناشی از سرمایهگذاری است، در عرض چند سال بازگردانده خواهد شد.
شاخص بازده ارزش ویژه:
شاخص بازده ارزش ویژه (بازده حقوق صاحبان سهام) از حاصل تقسیم سود قبل از کسر مالیات بر حقوق صاحبان سهام بهدست میآید و نشان دهندهی سود متناظر با هر ریال سرمایهگذاری صاحبان سهام است. به عبارت دیگر، این شاخص بیانگر سودآوری بنگاه اقتصادی از محل هر ریال سرمایهگذاری سهامداران است.
شاخص گردش دارایی:
شاخص گردش دارایی، فروش خالص تقسیم بر کل دارایی است. این نسبت میزان و اثر گردش دارایی را در تحصیل درآمد نشان میدهد و در مقایسه با گذشته، بیان میکند که آیا افزایش داراییها با افزایش فروش همخوانی داشته است یا خیر.
شاخص نسبت مالکانه:
نسبت مالکانه، سهم صاحبان سهام را در کل داراییهای شرکت نشان میدهد. به عبارت دیگر، نشان میدهد که چند درصد از داراییهای شرکت را میتوان به حقوق صاحبان سهام (سرمایه، اندوختهها و سود انباشته) نسبت داد. تفاضل این رقم از عدد یک، سهم بدهیها را در ایجاد داراییهای شرکت مشخص خواهد نمود.
منفی بودن نسبت مالکانه به معنای آن است که به دلیل زیان شرکت در طول دوره فعالیت، میزان زیان انباشته شرکت از مجموع سرمایه و اندوختههای شرکت بیشتر شده است. (به عبارت دیگر، بدهیها تامینکننده داراییها و جبرانکننده بخشی از زیان شرکت بودهاند).
شاخص های بهره وری
شاخص بهره وری کل(TP):
بهره وری کل را می¬توان به عنوان رابطه بین حجم تولیدی که در مدت معینی به دست آمده و حجم کامل عواملی که در جریان تولید به مصرف رسیده اند تعریف نمود. بر این اساس بهره وری کل، نسبت ارزش ستانده کل به ارزش جمع کل عوامل نهاده است.بنابراین، اندازه بهره وری کل بیانگر آثار مشترک همه نهاده¬ها در تولید است. در واقع بهره وری کل برخلاف بهره وری عوامل، رابطه بین ستانده سیستم با کلیه منابع مصروفه تولید آن ستانده را نشان می¬دهد.
در محاسبه ارزش کل عوامل نهاده، به منظور اجتناب از محاسبه هزینه های واسطه ای که در صورت های مالی بطور مشخص ذکر نشده است، می توان سود شرکت را از درآمد شرکت کسر نمود. بدین صورت فرمول محاسبه بهره وری کل عبارت است از:
(سود قبل از مالیات-درآمد کل )/درآمد کل = بهره وری کل
درآمد کل شامل درآمدهای عملیاتی و غیر عملیاتی می شود.
شاخص بهره وری کل عوامل (TFP):
این شاخص نمایانگر نسبت ارزش افزوده سازمان به منابع و داده های سازمان( هزینه نیروی انسانی و هزینه سرمایه )می باشد.
(اجاره+استهلاک+بهره+هزینه کارکنان )/ارزش افزوده =بهره وری کل عوامل
شاخص بهره وری نیروی انسانی :
نسبت ارزش افزوده به هزینه نیروی انسانی است.
هزینه کارکنان/ارزش افزوده =بهره وری نیروی انسانی
شاخص بهره وری سرمایه :
نسبت ارزش افزوده به هزینه سرمایه است:
(اجاره+استهلاک+بهره)/ ارزش افزوده=بهره وری سرمایه
شاخصهای صادرات
میزان صادرات صد شرکت برتر ایران را در مقایسه با یکدیگر نشان میدهد.
شاخص صادرات سرانه:
میزان صادرات صد شرکت برتر ایران را به تعداد کارکنان نشان میدهد.
شاخص رشد صادرات:
رشد صادرات تنها برای شرکت هایی که هر دو سال (دو سال آخر مورد بررسی) صادرات داشته باشند ، محاسبه می شود و بر حسب درصد بیان می شود.
شاخص نسبت صادرات به فروش:
این شاخص ،پتانسیل صادراتی بنگاه های اقتصادی را نشان می دهد و بیان می کند به ازای هر میلیارد ریال فروش، بنگاه توانسته است چه میزان درآمد ارزی به دست آورد.
شاخصهای نقدینگی
شاخص نسبت جاری:
نسبت جاری که به «نسبت نقدینگی» ؛ «نسبت دارایی های نقد» و «نسبت نقد» نیز معروف است به صورت زیر محاسبه میشود:
بدهی های جاری / داراییهای جاری = نسبت جاری
این نسبت رابطه توانایی شرکت در بازپرداخت بدهیهای کوتاه مدت از طریق داراییهای کوتاه مدت را نشان میدهد. همچنین نسبت جاری میتواند راندمان چرخه عملیاتی شرکت یا توانایی شرکت در تبدیل محصولاتش به وجه نقد را نشان دهد.
شاخص نسبت جریان وجوه نقد ناشی از عملیات به فروش:
نسبت جریان وجوه نقد ناشی از عملیات به فروش: این نسبت نشان دهنده آن است که سهم خالص جریان وجه نقد ناشی از عملیات از میزان فروش شرکت چقدر بوده است. هر قدر این نسبت بزرگتر باشد، توانایی شرکت در تحصیل وجوه نقد نسبت به مقیاس فروش بیشتر است.
شاخص نسبت جریان وجوه نقد ناشی از عملیات به سودعملیاتی:
این نسبت نشاندهنده آن است که سهم خالص جریان وجه نقد ناشی از عملیات از میزان سود شرکت چقدر بوده است. به عبارت دیگر چه میزان از سود عملیاتی تحصیل شده شرکت به صورت وجه نقد در اختیار شرکت قرار داشته است.
شاخصهای بدهی
شاخص نسبت بدهی:
نسبت بدهی، درصد کل منابعی را که از طریق قرض گرفتن از طلبکاران تأمین شده است، نشان میدهد. طلبکاران ترجیح میدهند که این نسبت کـوچکتر باشد چون درصورت ورشکستگی، شرکت ریسک کمتری را برای ازدست دادن طلب خود تحمل خواهند کرد.
جمع کل دارایی ها / جمع کل بدهی ها = نسبت بدهی
شاخص نسبت پوشش هزینه بهره:
نسبت پوشش هزینه بهره، نشان میدهد که سود عملیاتی شرکت چند بار میتواند هزینه بهره را پوشش دهد. این نسبت حاشیه ایمنی خاصی را، از نظر طلبکاران منعکس میکند و نشان میدهد که شرکت چه مقدار کاهش در سود را میتواند تحمل کند و هنوز قادر به پرداخت هزینه بهره باشد.
هزینه بهره / سود عملیاتی = نسبت پوشش هزینه بهره
شاخصهای بازار
شاخص ارزش بازار:
ارزش بازار یک شرکت (با فرض وجود اطلاعات شفاف و مبادله آسان آن) بیانگر انتظارات خریداران و فروشندگان سهام شرکت در بورس اوراق بهادار درخصوص شرکت و ارزشگذاری بازار از مجموعه داراییهای ملموس و غیرملموس شرکت است. ارزش بازار براساس حاصلضرب تعدادسهام شرکت در قیمت هر سهم در آخرین روز معامله در بازار بورس تهران در پایان سال موردبررسی محاسبه شده است. فرمول زیر نحوهی محاسبه این متغیر را نشان میدهد که در آن MV ارزش بازار شرکت، NS تعداد سهام و PS قیمت هر سهم در آخرین روز معامله در سال مورد نظر را نشان میدهد.MV = NS × PS
شاخص ارزش بازار(ارزش روز بازار سهام)، براساس فرمول زیر، ارزش روز شرکت را نشان میدهد.
قیمت سهام در آخرین روز * تعداد سهام = ارزش روز شرکت
شاخص بازده بازار حقوق صاحبان سهام :
بازده بازار حقوق صاحبان سهام نیز از فرمول مقابل محاسبه میشود:
ارزش بازار / سود قبل از کسر مالیات = بازده بازار حقوق صاحبان سهم
شاخص نسبت P/E:
نسبت P/E ، قیمت به ازای سود هر سهم را نشان میدهد که نشان دهنده نسبت قیمت به درآمد است.
سود هر سهم / آخرین قیمت هر سهم = نسبت P/E
مقایسه نسبت P/E با استفاده از نسبت P/E میانگین صنعت که بیانگر نسبت میانگین P/E تمامی سهام در صنعت است، انجام میشود.
نسبت میانگین صنعت نشاندهنده وضعیت عمومی بازار و آن صنعت است.
شاخص نسبت P/B:
نسبت P/B ، قیمت سهم به ارزش دفتری هر سهم را نشان میدهد.
قیمت دفتری / آخرین قیمت هر سهم = نسبت P/B
قیمت دفتری هر سهم نیز از تقسیم حقوق صاحبان سهام به سرمایه بهدست میآید. معمولا نسبت P/B بالاتر، طرز تفکر سرمایهگذاران نسبت به عملکرد گذشته و دورنمای آینده شرکت را نشان میدهد.
شاخص رتبه بندی 500 شرکت برتر ایران
برای رتبه بندی 500 شرکت برتر ایران فقط از شاخص میزان فروش استفاده شده است و هر شرکتی که فروش بیشتری داشته باشد دارای رتبه بالاتری کسب خواهد کرد. همان طور که گفته شد برای رتبه بندی 100 شرکت برتر از 33 شاخص استفاده میشود که روش علمی و دقیق تری است. استفاده انحصاری از شاخص فروش به عنوان معیار رتبهبندی، اگرچه از جنبههای عملیاتی مزایایی دارد، اما از منظر علمی و تحلیلی ناکافی و گمراهکننده محسوب میشود.
نقد علمی بر تکمعیاری بودن شاخص فروش در رتبهبندی شرکتها
استفاده صرف از شاخص فروش (درآمد) به عنوان معیار اصلی برای رتبهبندی شرکتها، اگرچه به دلیل سادگی، عینیت و قابلیت مقایسه پذیری مرسوم است، اما از منظر اقتصاد مدیریت و تحلیل بنگاهها، رویکردی تقلیلگرایانه و فاقد جامعیت لازم است. این روش میتواند به دلایل زیر به برداشتهای نادرست از عملکرد واقعی بنگاهها بینجامد:
غفلت از سودآوری و ایجاد ارزش (Profitability & Value Creation) در رتبه بندی شرکت های برتر
شاخص فروش، معیاری از مقیاس عملیات است، نه از کارایی اقتصادی یا خلق ارزش. یک شرکت ممکن است حجم فروش بالایی داشته باشد اما به دلیل هزینههای عملیاتی بسیار زیاد، حاشیه سود ناچیزی داشته یا حتی متحمل زیان عملیاتی شود. در چنین مواردی، شرکت با فروش بالا در واقع در حال از بین بردن ارزش اقتصادی (Economic Value Destruction) است، حال آنکه در رتبهبندی مبتنی بر فروش، به عنوان یک شرکت «برتر» معرفی میشود. معیارهای علمیتر مانند «سود عملیاتی»، «بازده داراییها (ROA)» یا «بازده حقوق صاحبان سهام (ROE)» شاخصهای بهتری برای سنجش کارایی و توان سودآوری هستند.
عدم توجه به کارایی و بهرهوری (Efficiency & Productivity)
فروش بالا لزوماً به معنای استفاده کارا از منابع (نیروی کار، سرمایه، مواد اولیه) نیست. دو شرکت با حجم فروش یکسان ممکن است یکی با تعداد کارمند و دارایی بسیار کمتر به آن نتیجه رسیده باشد که نشاندهنده بهرهوری بالاتر است. رتبهبندی صرف بر اساس فروش، این تفاوت حیاتی در کارایی را نادیده میگیرد. معیارهایی مانند «فروش به ازای هر کارمند» یا «دورش داراییها (Asset Turnover)» برای سنجش بهرهوری ضروری هستند.
بیثباتی و آسیبپذیری در برابر شوکهای قیمتی
ارزش فروش تابعی از قیمت و حجم فروش است. در اقتصادهای تورمی یا دارای نوسانات شدید قیمت کالاهای اولیه (مانند نفت و فلزات)، رشد فروش یک شرکت ممکن است صرفاً بازتابی از تورم عمومی یا افزایش قیمت جهانی یک کالا باشد، نه افزایش واقعی در حجم تولید یا بهبود عملکرد مدیریت. در نتیجه، رتبه یک شرکت ممکن است به دلیل عواملی کاملاً خارج از کنترل مدیریت، مانند شوکهای مثبت قیمتی، بهبود یابد که این امر اعتبار رتبهبندی را خدشهدار میسازد.
نادیده گرفتن ساختار مالی و اهرم (Financial Structure & Leverage)
شرکتی که با اتکا به بدهی بسیار بالا (اهرم مالی بالا) به حجم فروش زیادی دست یافته، در مقایسه با شرکت مشابهی با همان فروش اما با ساختار سرمایه محافظهکارانه، ریسک مالی بسیار بالاتری دارد. رتبهبندی مبتنی بر فروش، این ریسک را که میتواند به ورشکستگی شرکت بینجامد، کاملاً نادیده میگیرد. نسبتهای بدهی و پوشش بهره از جمله معیارهای ضروری برای ارزیابی سلامت مالی هستند.
تفاوتهای ذاتی صنایع (Cross-Industry Comparison Issues)
مقایسه شرکتهای فعال در صنایع مختلف صرفاً بر مبنای فروش، مقایسهای ناعادلانه و غیرعلمی است. صنایع مختلف به طور ذاتی دارای حاشیه سود و دورش داراییهای متفاوتی هستند. برای مثال، یک شرکت خردهفروشی با حاشیه سود نازل اما دورش دارایی بالا، ممکن است فروش بسیار بیشتری از یک شرکت توسعه نرمافزار با حاشیه سود بسیار بالا داشته باشد. قرار دادن این دو در یک رتبهبندی واحد بدون در نظر گرفتن این ویژگیهای صنعتی، نمیتواند تصویر دقیقی از «برتر» بودن ارائه دهد.
غفلت از معیارهای کیفی و بلندمدت
این رویکرد کاملاً بر یک متغیر مالی کمی متمرکز است و معیارهای حیاتی کیفی و استراتژیک را نادیده میگیرد. عواملی مانند:
- نوآوری و تحقیق و توسعه (R&D)
- رضایت مشتری و وفاداری به برند
- مدیریت زیستمحیطی و اجتماعی (ESG)
- رضایت کارکنان و سرمایه انسانی
- حاکمیت شرکتی (Corporate Governance)
- ثبات و پایداری در بلندمدت
همگی در تعیین موفقیت و «برتر» بودن یک شرکت نقش اساسی دارند، اما در مدلی که تنها فروش را میسنجد، جایی ندارند.
این محتوا چطور بود؟
نظر شما بهبود محتوا کمک میکند

امیر دائی
500k دنبالکنندهاز بچگی عاشق برنامه نویسی بودم